عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
74
كشف الحقايق ( فارسى )
ناپسنديده را نفس مىگويند و منشاء اخلاق حميده و اوصاف پسنديده را روح مىگويند و شيخ المشايخ شهاب الدين سهروردى روح حيوانى را كه از عالم سفليست مىگويند و از جنس ارواح بهايمست نفس مىگويد و روح انسانى را كه از عالم علويست و از جنس جواهر ملائكه است روح مىخواند . چون سخن بدينجا رسيد حقيقت روح را تمام بيان كنيم تا محصلان و سالكان از سرگردانى خلاص يابند . فصل بدانكه انسان ظاهرى دارد و باطنى هم دارد يعنى جسمى دارد و روحى هم دارد و روح بسيط حقيقيست و قابل قسمت نيست و از عالم امرست و جسم انسان مركب و قابل قسمت است و از عالم خلقست . چون اين مقدمه معلوم كردى اكنون بدان كه هر چيز كه مركب باشد هرآينه در وى كثرت و اجزاء باشد و در هر چيز كه كثرت و اجزاء باشد هر صفتى از صفات وى و هر فعلى از افعال وى به جزوى و عضوى مخصوص باشد چنان كه اگر آن چيز بينا و شنوا و گيرا و گويا باشد از يك موضع بشنود و از يك موضع بگويد و از يك موضع ببيند ( كذا - شايد : . . . و از يك موضع بگيرد ) و هر چيز كه مركب نباشد در وى كثرت و اجزاء نباشد هر صفتى از صفات وى و هر فعلى از افعال وى بجز وى و عضوى مخصوص نباشد از جهت آنكه جزو و عضو نباشد و روى و پشت نباشد و سر و پاى و يمين و يسار نبود « 1 » پس صفات وى قائم بوى باشد و اگر اينچنين چيز بينا و شنوا و گويا و دانا باشد به همان چيز بعينه گويا باشد و در جمله صفات همچنين مىدان . چون اين مقدمه معلوم كردى اكنون بدان كه روح آدمى كه بسيط حقيقيست حى و عالم و سميع و بصير و متكلم است و صفات او بصفات قالب نماند از جهت آنكه قالب از يك موضع مىشنود و از يك موضع مىبيند و از يك موضع
--> ( 1 ) - و بهر چيز كه دانا باشد به همان چيز بعينه گويا باشد و همچنين در جمله صفات ميدان ( مجلس شوراى ملى )